هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

631

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

دل پريشان آمدم اين‌جا ، شدم بس شادمان * حيف اكنون مىروم با چشم گريان ، الوداع شكرها دارد نشد محروم از فيضت نظام * مرحمت‌ها ديد در پيدا و پنهان ، الوداع آه ، يك جان داشتم ، كردم نثار درگَهت * كاش مىكردم نثارت من دو صد جان ، الوداع منزل دويم : شريف‌آباد پنج ساعت از شب يك‌شنبه ، ششم ماه [ شعبان 1301 ه . ق . ] رفته ، از طرق حركت كرده ، يك ساعت از دسته گذشته به شريف‌آباد رسيديم . آن‌جا نزديكى دهكده كاروانسرا هست . در كاروانسرا منزل نكرده ، نزديك آن در كنار قناتى كه آب صاف و گوارا داشت ، چادر زده ، منزل كرديم . منزل سيّم : قدمگاه شب دوشنبه ، هفتم ماه [ شعبان 1301 ه . ق . ] از شريف‌آباد يك ساعت و نيم از شب رفته ، سوار شده ، يك ساعت از دسته رفته به قدمگاه رسيديم . اين غزل در آن راه گفته شد : لمؤلّفه صد شكر نمرديم و به مقصود رسيديم * جانى دگر از دولت ديدار خريديم هرنقش مخالف كه به دل بود بدر شد * نقشى دگر از غير به دل هيچ نديديم « 1 » از كُنجِ قفس دوش فتاديم به صحرا * تا كنگرهء عرش به صد شوق پريديم هرجا اگر آوازهء غير است در آن‌جا * جز نغمهء او نغمهء ديگر نشنيديم زاهد همه بد گويد ، اگر باك نداريم * ما جامهء تزوير و ريا جمله دريديم

--> ( 1 ) . در اصل : نديدم